چرک نویس
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور............ و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash3/575534_278016498951655_168216266598346_639687_805139046_n.jpg

[ یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شهرام ]

اری ای هموطنان

.چشمه عشق در این ملک سراب است سراب
پایه ی عدل وشرف پاک خراب است خراب
جور بر مردم بدبخت ثواب است ثواب
اه.. ای چشم زمین غافله سالار زمان
بازگو بامن سرگشته
ادمیت بکجا رفت کجا رفته شرف
کوحقیقت ز چه رو مرده چرا رفته بخواب
این چه نظمی است؟چه رسمی است؟ چه وضعی است خدا؟
سبب این همه بدبختی وغم چیست خدا؟
جز خدایان زر و کهنه پرستان پلید؟
هیچکس زنده در این شب بخدا نیست خدا
کی رسد روز وشود چیره بر این ظلمت تار
که پیاده است در ان حق و ستمکار سوار
زیر خاک است وگل وزینت گلدانها خار
.فقر میباردش از هر درو از هر دیوار

کارو

[ یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ شهرام ]

به نام آنانکه در سال گذشته از میان ما رفتند..
و یادشان برای مان به یادگار مانده ست .
--------------------------------------------------
من درد مشترکم مرا فریاد کن

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
*
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوتِ روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان,
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترینِ زندگان بوده اند

زنده یاد احمد شاملو

[ یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ شهرام ]

پشت به شب کن


دل گفت که عید آمده برخیز و طرب کن

هر حاجت خوب از دمِ نوروز طلب کن

از ساغر خورشید بزن جام پیاپی

در سینه دمی روز شو و پشت به شب کن

برخیز گل افشان کن و از خار میندیش

غم را به نوای نی و تنبور ادب کن

این دم به غنیمت شمر و عذر میاور

اسباب فراهم شده، شو ترک سبب کن

افسانه مگو، قصّه ی دیروز سرآمد

"راهی" شو و از دوست مدد خواه و طرب کن

کریم زیّانی "راهی"

پی نوشت : امیدوارم سال 1391سال خوب و پربرکتی برای همه شما باشه و با سال نو اخلاقمون هم نو

[ پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ شهرام ]

حس می کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بی حیا، پر رو، گدامنش، معمومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود، برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می جنبانید گدایی می کردند و تملق می گفتند

[ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ شهرام ]
70 Photos That Will Take Your Breath Away16 70 Photos That Will Take Your Breath Away
      دلـــم سَخت  مــیگیرد...

     از ایــن روزهـــا...

       از ثــانیه های تــکراریی...

         از خاطــرات تــُهــی..

        از دود هـــای بی هــدف سیگــار..

        ... و

        از نگاهی که مَــرا میبینـــد...

        امــــا مَــرا، نمیبیـــند...
[ پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ شهرام ]

 

       کسی که چیزی ندارد که بخواهد برای خاطر آن جانش را از دست بدهد، چیزی هم ندارد که بخواهد برای خاطرش زندگی کند.

         روزی را که خورشید غروب کرد و تو هیچ کار مفیدی انجام ندادی، جزو عمرت محسوب نکن.

        زندگی رنگ آمیزی یک تصویر است نه جمع و تفریق کردن.

        می توانی ساکت بمانی و مردم  خیال کنند تو نفهم هستی یا دهانت را بازکنی و شک آنان را از بین ببری.

         اگر به کسی بیست دلار قرض بدهی و او دیگر پیدایش نشود، حتماً ارزشش را داشته که بابت ندیدن او آن پول را از دست بدهی.

        مادرم همیشه میگفت: زندگی مثل یک جعبه شکلات است، هیچ وقت نمی فهمی برای چی دلت شکلات میخواهد....

         بگذارید برای در امان ماندن از خطر دعا نکنم، بلکه دعا کنم تا جسورانه با آن روبرو شوم. بگذارید دعا نکنم دردم ساکت شود، بلکه دعا کنم بتوانم بر آن غلبه کنم.

[ دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ شهرام ]

چه کوتاه بود...سال های کودکی...

کوتاهتر از خواب لاله ها..در دشتزار ی از باد و جنون.......

چنان بی وقفه و برق آسا ...که احساس میکنم...کودک نبوده ام!

نیاز به بازگشت دارم....

من در پس سال های سوخته ام......مهر مادرم را جای گذاشته ام!

[ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شهرام ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
امکانات وب
RSS Feed





فال حافظ


آمار سایت

قالب وبلاگ

كد تقويم

قالب وبلاگ

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ